ایران از خروج غیر مسوولانه‌ی امریکا نگران است

محمد هادی ابراهیمی، روزنامه‌نگار

چکیده:

در این گفتگو، دکتر جعفر حق پناه، استاد دانشگاه و رییس میز افغانستان در انجمن علوم سیاسی ایران، به بررسی تعامل میان افغانستان و ایران، چشم‌ اندازه رابطه میان این دو کشور، چالش‌ها و فرصت‌های تعامل میان ایران و افغانستان و همینطور موضع ایران در قبال افغانستان و مساله‌ی صلح پرداخته است.

پرخواننده‌ترین‌ها

در این گفتگو، دکتر جعفر حق پناه، استاد دانشگاه و رییس میز افغانستان در انجمن علوم سیاسی ایران، به بررسی تعامل میان افغانستان و ایران، چشم‌ اندازه رابطه میان این دو کشور، چالش‌ها و فرصت‌های تعامل میان ایران و افغانستان و همینطور موضع ایران در قبال افغانستان و مساله‌ی صلح پرداخته است. دکتر حق پناه برای سال‌ها است که در مورد افغانستان پژوهش و تحقیق انجام داده است. گردانندگی این گفتگو را محمد هادی ابراهیمی، روزنامه‌نگار و دبیر سیاسی رادیو نوروز به عهده داشته است.

گرداننده: ایران، کشوری در غرب افغانستان، کشوری که تعاملات پر فراز و نشیبی با افغانستان داشته است، از مساله‌ی آب هیرمند گرفته تا حمایت از ائتلاف ضد طالبانی شمال و همینطور حمایت از دولت مرکزی افغانستان. ضمن فراز و نشیب‌هایی که میان ایران و افغانستان بوده است، اما همچنان دولت ایران، از افغانستانی با ثبات در مرزهای شرقی خود حمایت کرده است. سوال اساسی این است که نقش ایران در آینده‌ی افغانستان چه خواهد بود؟ سیاست خارجی ایران در قبال افغانستان چگونه تعیین خواهد شد؟ برای بحث و گفتگوی بیشتر در مورد آینده‌ی تعاملات ایران و افغانستان گفتگویی داریم با دکتر جعفر حق‌پناه، استاد دانشگاه و مسئول میز افغانستان در انجمن علوم سیاسی ایران.

 به عنوان سوال اول می‌خواستم در مورد دیدگاه ایران در قبال خروج نیروهای نظامی آمریکا از شما بپرسم، رهبر ایران همواره تاکید کرده است که مخالف حضور آمریکا در افغانستان است، از سویی بنابر گفته‌های زلمی خلیلزاد در کتاب فرستاده، ایران و شخصِ محمد جواد ظریف، در کنفرانس بن نقشی فعال داشته است و همینطور ایران مخالفتی با حملات هفتم اکتبر انجام نداد. این تناقض به چه معنی است؟ آیا ایران موافق حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان است یا همانطور که برخی ادعا می‌کنند، ایران در پی آن است که افغانستان را به ویتنامی دوم برای آمریکا بدل کند؟

دکتر حق پناه: به نام خدا و با درود خدمت شما و دنبال‌کنندگان رادیوی شما، در مورد مقدمه‌ای که شما اشاره کردید باید اشاره کنم که ایران و افغانستان، از دیدگاه ژئوکالچر، ژئواکانومیک و ژئوپلیتیک، دچار هم‌پیوندی‌های گستت‌ناپذیری هستند که نمی‌توان این دو کشور را از هم جدا کرد. لذا ما باید از سطح امنیت منطقه‌ای و همکاری منطقه‌ای زاویه‌ای بزرگ‌تر در نظر بگیریم. برای ایران، افغانستان نه یک کشور حایل است و نه یک کشور عایق است، بلکه کشوری است که جز حوزه‌ی تمدنی نوروز به حساب می‌آید و نمی‌توان میان این دو، در مورد حضور نیروهای قدرت‌های خارجی، تفکیکی قایل شد.

اما در مورد حضور آمریکا در منطقه، شما به درستی اشاره کردید به دیدگاه ایران در این مورد، اما اگر خواسته باشیم به صورت مشخص به این مساله بپردازیم، باید گفت که خواست ایران، حل مشکل افغانستان با مذاکرات میان افغانی است، لذا نه تنها مساله‌ی حضور نظامی آمریکا، بلکه مساله‌ی مداخله‌ی آمریکا در مذاکرات طرفین هم برای ایران مهم است.

باید به این نکته توجه کرد که خروج مسئولانه‌ی آمریکا، به اندازه‌ی خروج آمریکا مهم باشد. زیرا ثبات در افغانستان به سود ثبات در ایران خواهد بود. اما آنچه در روند پیش رو دیده می شود، این است که آمریکا نگاهی یک جانبه به مساله‌ی صلح دارد. آمریکا در روند خروج خود از آمریکا، نه تنها که شکایت‌ها و نارضایتی‌های متحد استراتژیک خود یعنی افغانستان را در نظر نمی‌گیرد، بلکه نظر متحدین خود از جمله کشورهای اروپایی و هم‌پیمانان خود در ناتو را هم در اهمیت نمی‌دهد. اگر قرار باشد خروج آمریکا از افغانستان باعث قدرت گرفتن طالبان و یا رفتن افغانستان به سمت بی‌ثباتی گردد، نه تنها ایران، بلکه دیگر کشورهای منطقه هم از خروج غیرمسئولانه‌ی آمریکا راضی نخواهند بود.

البته من تردید دارم که جوبایدن، همان ترتیباتی را پیش ببرد که ترامپ پیش می‌برده است. لازم است به یک نکته‌ی دیگر هم اشاره کنم و آن اینکه افغانستان از جمله کشورهایی است که می‌تواند اتحاد ایران و آمریکا را همزمان همراه داشته باشد. همانطور که شما در مورد کنفرانس بن اشاره کردید. باید به این نکته توجه کرد که برخلاف اسرائیل و عربستان، که همواره عامل افزایش تنش میان آمریکا و ایران در خاورمیانه شده‌اند، افغانستان ظرفیت این را دارد که باعث هم‌گرایی ایران و آمریکا بشود. البته من خوشبین هستم که با روی کار آمدنِ آقای بایدن، از میزان اختلافات میان ایران و آمریکا کاسته شود و ما شاهد همکاری میان این دو کشور باشیم.

گرداننده: مطمئناً هر یک از کشورهای همسایه‌ی افغانستان اهداف و منافع مشخصی در منطقه دارند، از جمله پاکستان، هند، روسیه، چین و … سوال این است که اهداف ایران در جغرافیای افغانستان چیست؟ ایران در پی چه چیزی در افغانستان است؟

دکتر حق پناه: بر اساس مقدمه‌ای که در ابتدا گفتم، اینطور می‌توان گفت که نگاه ایران به افغانستان، صرفاً‌ از مقوله‌ی امنیت و اقتصاد بر نمی‌خیزد و همپیوستگی‌های بیشتری را می‌طلبد. ساده‌سازی است اگر گمان کنیم رابطه این دو کشور تنها از دیدگاه عمق استراتژیک یا مسائل امنیتی قابل تبیین باشد. می‌توان گفت ایران در افغانستان در جستجوی متحدی است که با آن رابطه‌ای طبیعی و طولانی‌مدت داشته باشد، افغانستان نزدیک‌ترین کشور به ایران از زوایای مختلف است. اگر به لحاظ تاریخی هم نگاه کنیم ایران و افغانستان در صد سال گذشته، روابط طبیعی خودشان را داشته‌اند. فرهنگ، هنر، زبان و ادبیات، همه‌ی اینها مولفه‌هایی است که باعث نزدیکی ایران و افغانستان می‌شود. ایران در پی اتحادی بزرگتر و اتحادی تمدنی با افغانستان است. مطلوب ایران این است که نه تنها با افغانستان، بلکه با آسیای میانه هم‌گرایی داشته باشد. مسائلی همچون آب، نفوذ کشورهای خارجی و یا مسائل امنیتی، تنها در کوتاه مدت تاثیرگذار است و در رابطه‌ی دراز مدت این دو کشور، خللی وارد نمی‌کند.

گرداننده: آنچه از صحبت‌های شما برداشت می‌شود این است که رابطه و همکاری افغانستان و ایران، یک همکاری ساده نیست و شما نگاهی تمدنی به همکاری این دو کشور دارید. همینطور اشاره‌ای داشتید به یکی از چالش‌های تعامل میان ایران و افغانستان. سوال این است که دیگر چه چالش‌هایی فراروی تعامل میان ایران و افغانستان وجود دارد؟

دکتر حق پناه: چالش‌هایی که بر سر مسیر تعامل ایران و افغانستان وجود دارد، در سه سطح دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی دسته بندی می‌شود.

در بعد دوجانبه، مشکل این است که دو کشور از همدیگر شناخت و درک عمیقی ندارند. من این نقد را بر هموطنان و همکاران ایرانی خودم وارد می‌کنم، متاسفانه همکاران ما شناخت درست و عمیقی از جامعه‌ی افغانستان ندارند. همینطور سیاست‌مداران ما که تاکید بر مساله‌ی خاورمیانه داشته‌اند، باعث شده است که افغانستان را به حاشیه برده و این کشور از نگاه سیاست‌گذاران ما خارج شده است. متاسفانه اکنون وضعیت به گونه‌ای شده است که اغلب مردم ما شناخت مستقیم و بی‌واسطه‌ای از مردم افغانستان ندارند، همینطور مردم افغانستان هم همین مشکل را نسبت به مردم ایران دارند. البته ما سعی کردیم در میز افغانستان در انجمن علوم سیاسی ایران، بخشی از این مشکل را در راستای شناخت افغانستان از بین ببریم.

ضعف دیگر ما در رابطه‌ی دوجانبه این است، که ما بازارهای اقتصادی و فرهنگی همدیگر را به خوبی نمی‌شناسیم. در دوران پسا طالبان، این مشکل در افغانستان مشاهده می‌شد که بسیاری از نخبگان افغانستان گمان می‌کردند به دلیل حضور آمریکا در افغانستان، نیاز به کشورهایی از جمله ایران کمتر است و این یک اشتباه است. مثلا پروژه‌هایی مثل چابهار که سود بزرگی به هر دو کشور می‌رساند، با کندی پیش می‌رود و این یک مشکل در سطح دوجانبه است.

در سطح منطقه‌ای هم کشورهای ایران و افغانستان تنها نیستند و می‌توان گفت بلوک‌بندی‌هایی در میان کشورهای منطقه وجود دارد، از جمله اینکه کشور افغانستان و ایران، در کنار کشور هند و تا  حدودی روسیه و چین، می‌توانند همکاری‌های منطقه‌ای داشته باشند.

در سطح بین‌المللی هم یک مشکل وجود دارد و آن اینکه راهکارهایی که برای حل بحران افغانستان ارائه می‌شود، منجر به همکاری و نزدیکی میان افغانستان و کشورهای همسایه‌اش از جمله ایران نشده است

گرداننده: ممنون از شما. اشاره‌ای به گروه‌های فروملی و چالش‌های دوجانبه داشتید. یکی از چالش‌هایی که به عنوان یک تهدید برای افغانستان و تعامل میان افغانستان و ایران مطرح می‌شود، این است که گروه فاطمیون، می‌تواند در آینده مهره‌ای برای رقابت‌های منطقه‌ای به سود ایران باشد. می‌خواستم  در این مورد نظر شما را بپرسم، دیدگاه شما در مورد آینده‌ی فاطمیون چیست؟

دکتر حق پناه: من به عنوان یک تحلیلگر نظر خودم را مطرح می‌کنم، نفوذ ایران در میان گروه‌های جهادی همزمان با اشغال افغانستان توسط شوروی پدید آمد،‌ از این جهت نمی‌توان این نفوذ را تقلیل داد به گروه فاطمیون.

اگر چهل سال اخیر را مورد مطالعه قرار بدهیم، می‌بینیم ایران مداخله‌ای از ناحیه‌ی چنین گروه‌هایی نداشته است. در مورد فاطمیون هم باید بگویم آنهایی که با فرهنگ سیاسی شیعه آشنا هستند، این گروه را چنین تبیین می‌کنند که فاطمیون صرفاً گروهی است برای مبارزه با جریان‌های تکفیری. لذا بعید است که فاطمیون کارکرد دیگری در افغانستان داشته باشند، به ویژه با توجه به این نکته که سیاست ایران در افغانستان، همواره حمایت از دولت مرکزی است. استفاده‌ی ابزاری از فاطمیون در راستای رقابت‌های منطقه‌ای، بهانه‌ای می‌شود برای کشورهای منطقه تا وارد افغانستان را به میدان رقابت تبدیل کنند و در نتیجه بی‌ثباتی در افغانستان به سود هیچ کشوری از جمله ایران نخواهد بود. لذا باید گفت چنین نگاهی به فاطمیون، نوعی فرافکنی است. تا زمانی که دولت افغانستان با قانون اساسی کنونی بر سر کار باشد، اولویت ایران حمایت از دولت مرکزی و قانون اساسی آن است. مگر آنکه وضعیت دیگری را تصور کنیم، که آن سناریوی آشوب و هرج و مرج، و بازگشت به پیش از یازدهم سپتامبر است که دیگر صورت مساله عوض خواهد شد و در آن حالت دور از ذهن، احتمالاً کارکرد همه‌ی بازیگران دارای نقش در افغانستان تفاوت پیدا خواهد کرد.

گرداننده: خوب اگر فرض را بر این بگیریم که افغانستان به سمت سناریوی آشوب و هرج و مرج برود، در این سناریو، نقش فاطمیون چه خواهد بود؟ چقدر احتمال دارد که فاطمیون تبدیل به مهره‌ای برای بازی‌های رقابتی شوند در مقابل قطر، امارات متحده‌ی عربی، پاکستان و عربستان؟

دکتر حق پناه: اگر مروری به سال‌های جهاد داشته باشیم، می‌توانیم پاسخ به این سوال را دریابیم، در سال‌های جهاد، گرچند که اتحاد هشتگانه که احزاب شیعی بودند در ایران دفتر داشتند، اما باز هم ایران با احزاب تاجیک، پشتون و اوزبیک تعامل داشت. لذا چنین نبود که ایران تنها با یک جناح مذهبی تعامل داشته باشد. اگر فرض را بر این بگیریم که افغانستان به سمت یک فضای هرج و مرج و آشوب برود، در این صورت ایران تلاش خواهد کرد که ائتلافی بزرگ تشکیل دهد و با جناح‌هایی وارد معامله شود که از پوشش بیشتری برخوردار باشند و اکثریت را در بر داشته باشند. ایران تلاش خواهد کرد از بلوک‌بندی‌ای حمایت کند که پشتوانه‌ی مردمی بیشتری داشته باشد و به همین جهت صرفاً از یک بلوک‌بندی مذهبی حمایت نخواهد کرد. ایران با توجه به اینکه در منطقه، خواهان حفظ وضع موجود است، از بلوکی حمایت خواهد کرد که بیشترین حمایت مردمی را داشته باشند.

گرداننده: شما در برخی سخنرانی‌ها و گفتگوهایی که با رسانه‌ها داشته‌اید، از نقش و موضع ایران در روند صلح شکایت داشتید، می‌خواستم از شما در مورد موضع ایران در روند صلح سوال بپرسم، اینکه نقش کنونی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دکتر حق پناه: موضع کنونی ایران حمایت از دولت مرکزی در روند صلح و کاستن از نفوذ کشورهای خارجی است. از این جهت ایران از ترتیبات جاری در روند صلح مخالفتی نکرده است.

ایران تنها کشوری است که می‌تواند هم با طالبان، هم با گروه‌های جهادی و هم با دولت مرکزی تعامل داشته باشد. اما این کافی نیست، ایران باید نقش فعال‌تری را ایفا کند. ما سه محور قدرت در قبال افغانستان داریم. محور اول محور هند و آمریکا است. محور دوم محور چین و پاکستان است و چین همان سیاستی را دنبال می‌کند که پاکستان دنبال می‌کند و چین افغانستان را از منظر پاکستان می‌بیند.

محور سوم که ایران قدرت اصلی آن است اما هنوز شکل نگرفته است. موقعیت ایران این است که می‌‌تواند با کشورهای مختلف همکاری داشته باشد. مثلا هند با پاکستان نمی‌تواند همگرایی داشته باشد، اما ایران در این محدودیت نیست و می‌تواند با کشورهای مختلف تعامل داشته باشد.

گرداننده: ممنون از شما جناب آقای دکتر حق پناه

به اشتراک بگذارید:

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email

مطالب مرتبط

چرا غزه – پر جمعیت‌ترین مکان کرۀ زمین – روی نقشۀ گوگل تار دیده می‌شود؟

با اینکه تصاویر باکیفیت در اختیار شرکت‌های ماهواره‌ای قرار دارد، قسمت عمدۀ سرزمین‌های اسرائیل و فلسطین در گوگل اِرث با کیفیت پایین ظاهر می‌شود و به سختی می‌توان از طریق نقشۀ گوگل اتومبیل‌ها را در غزه دید.

راهبرد فشار حداکثری بر پایتخت

به نظر می‌رسد که راهبردی برای از پا درآوردن کابل طراحی شده است که برمبنای آن جلو تامین سوخت و برق پایتخت را می‌گیرند، در داخل شهر خراب‌‌کاری می‌کنند و در نظر دارند آن را محاصره کنند.